تبليغاتX
پيام مديريت وبلاگ : با سلام، به این وبلاگ خوش آمدید. لطفا ما را از نظرات و پیشنهادات خود برای بهتر شدن مطالب وبلاگ آگاه سازید.
غیر جک و اس ام اس هیچی
 
   
     
 
 
 

عضو شوید و بهترین گوشی های دنیا را هدیه بگیرید.

هر کسی که بدنبال گوشی مدل بالا و عالی مثل ( nokia n95 8gb) –( w960 ) و یا ( iphone ) میگردد میتواند با کمی حوصله یکی از این گوشیها یا مدلهای دیگرش را برای خودش انتخاب کند.

چرا  XPANGOاین مبایل رو فقط به خاطر عضو کردن زیر مجموعه های شما هدیه می دهد ؟

 جواب : چون اگر سایتX-PANGO  بخواهد از طریق فرستادن ایمیل برای تبلیغ استفاده کند ایمیل های فرستاده شده اسپم شناخته می شود و دربعضی موارد هم فرستادن ایمیل های تبلیغاتی اسپم جرم محصوب می شود تازه هزینه تبلیغ از طریق اینترنت بیش از اندازه بالاست و هزینه های بالایی را سایت باید متحمل بشود ولی با این کار( یعنی دادن مبایل مجانی در ازای زیر مجموعه) هم تبلیغی برای سایت می شود و هم هزینه این کار خیلی به صرفه تر از تبلیغ توی در دیوار های خیابان ها است و هم این که به ازای دادن مبایل سایت را به میلیون ها نفر معرفی می کنه خوب حتما قانع شدید.


توضیحات : برای ثبت نام در سیستم نیاز به پرداخت پولی نیست فقط کافی است از طریق لینکی که در قسمت زیر می گذارم رفته و به آسانی و با صرف 5 دقیقه ثبت نام نمایید.طریقه ی ثبت نام در سایت : ابتدا از طریق لینک زیر وارد شده:

http://www.xpango.com?ref=91698530

در آنجا باید گزینه ی ( view the latest mobile phones ) 
را انتخاب نمایید وقتی که صفحه ی مربوطه بارگذاری شد انواع گوشیهای هدیه را مشاهده خواهید نمود با بردن موس روی گوشی مورد نظر مدل گوشی و تعداد زیر مجموعه های مورد نظر برای بدست آوردن گوشی نمایان می شود بعد از انتخاب گوشی مورد نظر نام و مدلش را به خاطر بسپارید حالا به اولین صفحه از سایت که وارد شدید برگردید به بالای صفحه رفته و بر روی گزینه ی  ( Not Registered Yet? SIGN UP!) کلیک نمایید و در صفحه ای که باز می شود و در قسمت 
( Registration Form )جاهای خالی را به این صورت کامل کنید . ( همه چیز را به انگلیسی بنویسید )


First Name             نام خود را بنویسید.

Last Name               نام خانوادگی خود را بنویسید

 Email                     آدرس ایمیل خود را وارد کنید

         Password       برای خود پسوردی انتخاب کنید

 Confirm Password   تکرار پسورد انتخابی را بنویسید

               Address 1 آدرس منزل را کامل و دقیق به انگلیسی وارد کنید.

Town/City               شهر خود را بنویسید

           zipcode/post در این قسمت  کد پستی خود را بنویسید.

County/State           نام استان خود را بنویسید.

 

Country                   نام کشور خود را انتخاب کنید

 

 Contact Number      شماره تلفن خود را بنویسید.

 

Free Gift                  نام کالایی را که انتخاب کرده اید ، مشخص کنید .

Referral ID               اگر شماره ای نوشته شده بود به ان دست نزنید زیرا ثبت نام شما با موفقیت انجام نمی شود ولی اگر شماره ای در کادر نبود شماره ی مقابل را در آن بنویسید :  91698530

TermsAnd         تیک این گزینه را روشن کنید.


 بر روی کلمه ی REGISTER کلیک کنید .


اگر همه ی کادرها را به درستی پر کرده باشید صفحه ی بارگذاری شده پیغام تبریک را نمایان می کند ولی اگر درست انجام نداده باشید از شما در خواست می شود که دوباره مراحل را به درستی انجام دهید وقتی که با پیام موفقیت آمیز مواجه شدید نامه ای به ایمیل شما ارسال می شود که در آن لینکی برای فعال سازی اکانت شما گذاشته شده است به ایمیل خود رفته و بر روی لینک کلیک کنید تا صفحه ای جدید باز شود وقتی که صفحه بارگذاری شد در آنجا لینکی مانند زیر :


http://www.xpango.com?ref=91698530



گذاشته شده است که شما باید با آن زیر مجموعه گیری برای خود را آغاز کنید . شماره ای را هم که در آخر لینک شما قرار دارد مانند بالا یادداشت کنید زیرا خیلی مهم است یادتان باشد که هر چه زودتر دست به کار شوید و لینک ثبت نام خود را برای دوستانتان بفرستید تا زیر مجموعه ی شما شوند با اضافه شدن هر نفر به زیرمجموعه ی شما 1 امتیاز خواهید گرفت و بعد از اینکه تعداد زیر مجموعه های شما به مقدار مورد نظر برای هدیه گرفتن گوشی رسید شما می توانید گوشی خود را سفارش دهید تا برسد .
نحوه ی کار با سایت : وارد سایت شده و در بالای صفحه دو کادر می بینید که یکی برای نوشتن ایمیلتان و دیگری برای نوشتن پسوردی است که با آن ثبت نام کردید پس آنها را در جای اصلی خود بنویسید و بر روی کلمه ی LOGIN کلیک کنید یک صفحه ی جدید باز خواهد شد که در آن تعداد تبلیغات وگزینه هایی در سمت راست است که با کلیک بر روی هر کدام صفحه ای دیگر باز خواهد شد شما ابتدا برای فهمیدن تعداد زیر مجموعه ها باید بر روی گزینه ی my account در سمت راست کلیک کنید.
شما باید به تعداد زیر مجموعه های در خواستی برای هدیه توجه کنید و این را بدانید که این کار صد در صد عملی است.

اگر در ثبت نام مشکلی دارید در بخش نظرات نظر بدهید و ایمیل خود را بنویسید تا من مشکلتان را حل کنم

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
 

1- اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر آروین نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگین سلام حمید جون. بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟ می تونین این سیر رو تا هفده بار تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.من مسئولیتی در قبال این حادثه ندارم.



2 - بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و .........



3 - تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین و باهاش دعوا کنین. با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر و مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی .ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.



4 - آرایش شدید بکنید و از این شلوارای خیلی برمودا و آستین های مانتوتونو خیلی بزنید بالا و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.




5 - عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.



6 - موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی) بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.




7 - همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چند صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.



8 - وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت و چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید


ولی هیچ وقت از این کارا نکنیدا


 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
 

1. آبادانيه ميگه: ديشب آبادان زلزله 11 ريشتري اومد. رفيقش ميگه: پس آبادان با خاك يكي شد؟ آبادانيه ميگه: به ولك، مگه بچه ها گذاشتن.


2. از قزوينيه مي پرسن بزرگترين سد دنيا كدومه؟
ميگه: شلوار لي!


3. غضنفر مسافر كشی ميكرد . يه جا يه زنه بهش گفت : آقا ، ببخشيد ، كريمخان ميريد . غضنفر گفت : اه ، خوب معلومه ، اگه نميريد كه ميتركيد!!!


4. تركه ميره جلو آينه خودشو ميبينه
با خودش ميگه خدايا من اين يارو رو كجا ديدم؟
بعد از يك ساعت فكر كردن ميگه:
آها... حالا يادم اومد هفته پيش تو سلمونی ديدمش


5. یه روز دوتا خلافکاره با هم ازداج می کنن بچشون می شه بسیجی. اگه گفتین چرا؟
منفی در منفی می شه مثبت.


 

6. ضد حال يعني چي؟

..

1- سر سفره عقد عروس خانوم بگه نه
2- روز آخر خدمت سربازي اضافه خدمت بخوري
3- يك قدمي خط پايان مسابقه دو به زمين بيفتي و آخر بشي
4- درس رو بلد نباشي و پنج دقيقه مونده به زنگ تفريح استاد اسمتو صدا كنه
5- ضد حال يعني اينكه اين مطلب رو از قبل خونده باشي.

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
  خرید شوهر

يك مركز خريد وجود داشت كه زنان ميتوانستند به آنجا بروند و مردي را انتخاب كنند كه شوهر آنان باشد. اين مركز پنج طبقه داشت و هرچه به طبقات بالاتر ميرفتندخصوصيات مثبت مردان بيشتر ميشد. اما اگر در طبقه اي دري را باز كنند بايد از همان طبقه مردي را انتخاب كنند و اگر به طبقه بالاتر رفتند ديگر اجازه برگشت ندارند و هر شخص فقط يكبار ميتواند از اين مركز استفاده نمايد. 

روزي دو دختر كه با هم دوست بودند به اين مركز رفتند تا شوهر مورد نظر خود راانتخاب كنند. 
بر روي درب طبقه اول نوشته بود اين مردان شغل و بچه هاي دوست داشتني دارند. دختري كه اين تابلو را خوانده بود گفت خب بهتر از بيكاري يا بچه نداشتن است!! ولي دوست دارم ببينم در طبقات بالا چه مواردي هست!! 
در طبقه دوم نوشته بود اين مردان شغلي با حقوق زيادو بچه هاي دوست داشتني و چهره زيبا دارند. دختر گفت: هوووممم طبقه بالا چه جوريه؟؟؟ 
طبقه سوم نوشته بود اين مردان شغلي با حقوق زياد و بچه هاي دوست داشتني و چهره هاي زيبا و در كار خانه نيز كمك مي كنند.دختر گفت چقدر وسوسه انگيز برويم و طبقه بعدي را ببينيم. 
در طبقه چهارم نوشته بود:اين مردان شغلي با حقوق زياد و بچه هاي دوست داشتني و چهره هاي زيبا و در كار خانه كمك ميكنند و در زندگي هدفهاي عالي دارند.
آندو واقعا به وجد آمده بودند و دختر گفت: واي چقدر خوب چه چيز ممكن است در طبقه آخر باشد آندو از شوق زيادشروع به گريه كردند. 
آنها به طبقه پنجم رفتند آنجا نوشته شده بود : اين طبقه فقط براي اين است كه ثابت كند زنان هيچوقت راضي شدني نيستند. از اين كه بهمركز خريد ما آمديد متشكريم و روز خوبي را براي شما آرزومنديم. 



چگونه ترشیده نشویم

1_يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.

2_ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.

3_در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه مي گفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم

4_ سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن مي افتين.

5_تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.

6_ دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج مي شه

7_ پسر هاي فاميل بهترين و در دسترس ترين طعمه ها هستند، رو هوا بقاپيدشون.

8_ رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!!نيما خانم خوشگله گي سويکيشون...لول

9_توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بي بي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد مي سازن واستون.

10_ يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.

11_در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.

12_مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.

13_ سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...

14_تا مامانه و باباهه مي گن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.

15_ بلاخره اگه خداي نكرده مي خواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتتونه.

16_ و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار
ندارم)منضورم رو تخت خواب نيستا)

17_اگه كسيرو دوسش دارين برين خواستگاريش (نكته:اين كار ريسكش خيلي بالاس اگه شازده بگه نه سوجه خنده 1سال فاميلاتون رديفه)

18_حداقل يه 206 داشته باشين كه طرف به خاطر ماشين هم كه شده بياد 2تا بشين بده 9 ماه 3 تا بشين

19_اون يارو كه با اسب سفيد ميادوبي خيال شين

20_...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكرزندگي آينده تون بشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد چون كثيف مي شيد، مي پكيد



چه شد که خدا چنين موجوداتي (پسران) را آفريد

کتابي امده است که خداوند مردان را افريد براي نشان دادن قدرتش اما اين با عقلاصلآ جور در نمي ايد چون مردان هيچ قدرتي ندارند مخصوصآ در برابر اسلحه ي زنانه.

بعضي پسرا براي اين که نشان دهند هنرمند هستند موهاي خود را تا منتها اليه شانه ها يا کمر خود بلند ميکنند
ديگر از ان هيکل و شکم مردان قديم خبري نيست چون تمامي پسران به باشگاهبدنسازي ميروند و هر کدام به جاي وانت پيکان که با ان کار کنند اسبي دارند که سوارش ميشوند و موهاي خود را بر باد ميدهند.

زلف بر باد مده تا ندهي بر بادم
ناز بنياد مکن تا مکني بنيادم

پس اين بر ما واضح و مبرهن است که وجود پسران آيه و قدرت خداوندي نيست پس اين سوال بر همگان به وجود ميايد که اين موجودات جرا زنده هستند و همچنان نفس ميکشند؟؟؟
ايا اين همآن خشم و غضب خدا نيست؟ 
ايا اين همان عذاب الهي نيست؟
چه عذابي از اين بالاتر که پسري به دختري بگويد دوست دارم؟ 
اين همانند اني است که عزراييل به فردي لبخند بزند و بگويد عزيزم بيا بغلم.

خبر جديد: 
طبق امار گرفته شده به نتيجه رسيده ايم که اکثر دختراني که والدينشان نفرينشان ميکنند و به قول معروف اق والدين ميشوند دچار اين گونه عذابهاي الهي ميشوند .

اخطار:* 
به تمامي دختران توصيه ميشود هر گاه به همچين موجودي برخورد کرديد ميتوانيد از کلمه ي « بسم الله الرحمن الرحيم »استفاده کنيد چون انها ميپرند.
به اميد روزي که خداوند به تمام عذابهايش خاتمه دهد و در رحمت( زيبا دختران گل عسل طلا ) خود را به روي بندگانشدبگشايد.
امين يا رب العالمين

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
  ۱. يه اسبه زنگ ميزنه سيرک ميگه با مدير سيرک کار دارم . گوشي رو ميدن به مدير

 سيرک اسبه بهش ميگه آقا من کار ميخوام   مديره ميگه کار نيست    اسبه همينطور اصرار

ميکنه   مدير هم انکار تا آخرش مديره ميگه کشتيمون حالا چه کار بلدي؟

اسبه ميگه احمق دارم باهات حرف ميزنم!


 

۲. به غضنفر ميگن عجب مملکت خر تو خري داريم ميگه آره بابا من 3 بار رفتم سربازي هيچکي نفهميد!


 

۳. غضنفر آهنگ خالي گوش مي کرده ميزنه زير گريه ميگن چرا گريه مي کني؟ با بغض ميگه آخه خوانندش لاله!


 
 

۴. ميخه ميفته تو آب زنگ مي زنه در ميره!
 

۵. غضنفر با ماشينش تو برفا گير مي کنه زنجير نداشته سينه مي زنه!


 

۶. غضنفر ميره طواف کعبه ، جو مي گيرتش ميگه " واي خدا کشته شد "! (استغفر ا...)


 

۷. غضنفر ميخواسته زيردريايي آمريکاييا تو خليج فارس رو غرق کنه، در ميزنه فرار ميکنه!


 

۸. غضنفر زمين ميخوره، براي اينکه تابلو نشه تا خونه سينه خيز ميره!
 

۹ .غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم!

 

۱۰. به غضنفر مي گن چرا قرصات رو سر وقت نمي خوري ؟

ميگه : مي خوام ميکروبا رو غافل گير کنم.

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
  درست 109 تا جک توپ توپ را میتونین تو ادامه مطلب بخونین

یه چند تا نمونه:

تركه ميخواسته دور كمرشو اندازه بگيره، ‌يه خطكش ميكنه تو كونش ضربدر 3.14 ميكنه


تركه داشته با رفيقش رو بوسي ميكرده، رفيقش بهش ميگه،‌غضنفر چرا گردنت بو ميده؟!‌تركه ميگه:‌آخه چند روزه هر كي ميگوزه ميندازه گردن ما

البته اینم بگم که جکاش یه خورده غیر استاندارد هست!!!!!

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود ادامه مطلب ... | 
 
 
 

یزدی های عزیز  علاوه بر لهجه قشنگشون به حرف زدن با سوتی های زیاد معروفن! معمولا بی محابا از فعل های دادن و کردن و...استفاده می کنن! و اگه بخوای مچشونو بگیری باید یک دقیقه یک بار به حرف زدنشون گیر بدی! خاطره ای جالب که از این سوتی ها داشتم امشب با خوندن لینک یکی از دوستان بالاترین در مورد اتوبوس واحد یادم اومد ..

 

معمولا اتوبوس های دانشگاه یزد و دانشگاه آزاد تو ساعت تموم شدن کلاسها از شدت جمعیت در حال انفجارند ..سر یکی از ایستگاه های واحد ، یه خانم مسنی با ۲ تا شونه تخم مرغ می خواست از درب خواهران سوار اتوبوس بشه ،بنده خدا دید اگه بخواد معمولی سوار بشه تخم مرغ ها بین فشار جمعیت له میشن!

 

خانم ابتکار به خرج داد و پشتش رو کرد به سمت در و دنده عقب از پله ها اومد بالا ...

راننده کلید درب رو زد و درب داشت بسته می شد که حاج خانم با لهجه شیرین یزدیش داد زد :

 

آقای رانندَه نِگَهدار ! تُخمُم رفت لایِ در!

خودتون تصور کنید یه اتوبوس پر از داشنجوی دختر و پسر چطوری منفجر شد!

اینم چندتا جک یزدی:

۱ - میگند یزدی‌ها همه شلوار راه راه می‌پوشند، وقتی هم بستنی می‌خرند اول درش را لیس می‌زنند، وقتي نوشابه مي‌خورند مرتب نگاه مي‌كنند كه ببينند چقدر مانده است

۲- یه روز یزدی‌ها دور هم جمع میشن و میگن که چرا ملت واسه ما جک درست نمی‌کنن؟بعد تصمیم میگیرن که یه کار مسخره کنن که بقیه براشون جوک بسازن.بعدش همگی با هم میرن وسط کویر یزد یک سد خیلی بزرگ می‌سازن.و فکر می‌کنن که از فردا براشون جوک درست میشه!فرداش که بر میگردن پیش سد- میبینن که به اندازه چند تا اتوبوس عرب و ترک و لر و غیره اومدن بالای سد نشستن و قلاب به دست در حال ماهیگیری هستند

۳- یه بار یزدی‌ها اعتراض می‌کنن که چرا تو کشور تبعیضه!! همه واسه ترک‌ها، رشتی ها، قزوینیها، و اصفهانی ها جک می‌سازن و لی واسه یزدی ها کسی جک نمی سازه. نماینده یزد واستاندار و دیگر مقامات میامن و میگن : آخه شما یزدی ها کاری نمی‌کنین که مردم واستون جک بسازن. جماعت یزدی ها هم می شینن ببینن چیکار کنن که مردم واسشون جک بسازن. تصمیم می‌گرن برن دسته جمعی تو کویر ماهی‌گیری.قلاب‌ها را که همه مندازن و میشینن منتظر ماهی، می‌بینن یه ترکه با قایق موتوری از جلوی اونها رد میشه. 

۴- يزديه ميره دكتر ميگه: آقاي دكتر تخمم درد ميكنه، دكتر دست ميزنه ميگه: الان چه احساسي داري؟ ميگه: دكتر جون دوست دارم ادامه بده

۵- از يزديه ميپرسن اسم زنت چيه؟ ميگه اسمش ميناس، من مين صداش ميكنم مردم نپرن روش!!!

من خودمم یزدی هستم پس یزدیهاش نظر یادتون نره

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
 
عروس عادي: با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

عروس لوس: بع..........له!

عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس

عروس خجالتي: اوهوم

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري مي پذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...

عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ...

عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم

عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست مي خواي بخواه نمي خواي هم به درک)

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
  ۱- یه اصفهانیه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه می‌كردن!
قاضی بهش می‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستید!
یهو یكی از افراد بسیار محترم جامعه از پشت دادگاه داد می‌زنه: ای كثافت بی شرف!
دوباره قاضی می‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زنتان با ضربات چكش هم هستید!
دوباره اون فرد محترم می‌گه: ای آشغال كثیف!
قاضیه این دفعه دیگه عصبانی می‌شه و می‌گه: آقای فرد محترم جامعه! می‌دونم كه به خاطر این بی رحمی و جنایت چقدر از این آقا بدتون میاد، اما اگه یك بار دیگه از این حرفای رکیک بزنین ناچار می‌شم كه از دادگاه اخراجتون كنم!
فرد محترم می‌گه: مساله این نیست كه ازش بدم میاد، مشكل اینه كه من 15 ساله‌ كه همسایه‌ی اینام و در طی این 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگیرم، گفته كه ما چكش نداریم!

۲- اصفهانیه 25 تومانی تو دستش عرق می كنه، می گه هرچی گریه كنی خرجت نمی كنم

۳- بلیط های اصفهان از 20 تومن به 10 تومن كاهش پیدا می كنه، اصفهانیا اعتراض می كن. ازشون می پرسن واسه چی اعتراض كردین می گن چون قبلا كه پیاده می رفتیم 20 تومن به نفعمون بود، اما حالا 10 تومن به نفعمونه!

۴- اصفهانیه به پسرش می گه وقتی می خوای با نامزدت بری سینما، داخل سینما باهاش قرار بذار، تا اون پول بلیط خودش رو خودش بده! پسره می گه: اِاِاِاِاِ، پس پول بلیط منو کی حساب کنه؟

۵- به اصفهانیه میگن انگیزه ات چیه هی کنکور می دی؟ میگه: به خاطر ساندیس و کیک!

۶- اصفهانی ها وقتی مهمان براشون میاد این طوری تعارف می کنند: لطفا این میوه ها را هم ملاحظه بفرمایید!

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
 

یه سری جک و sms مخلوط حال کنین:

1. ترکه دلش میگیره محلول لوله بازکن میخوره.

2.  آهنگ مورد علاقه در قزوین :عزیزم بگو بر میگردی.

3. به غضنفرمیگن 14 معصوم رو میشناسی؟ میگه آره. میگن یکی یکی نام ببر. میگه والا اسمن که نه.

4. از نظر ترکها فرق بین حادثه و فاجعه چیه ؟

حادثه یعنی اینکه ۱۰۰۰ تا ترک در یک کشتی غرق بشن.

فاجعه یعنی اینکه هر ۱۰۰۰ تا شون شنا بلد باشن.

5. از ترکه میپرسن نظرت راجع به زندگی چیه ؟ میگه مربع زندگی سه ضلع دارد ایمان و تقوا .

6. بسیجی رییس فدراسیون شطرنج میشه شاه رو بر میداره جاش امام رو میزاره .

7. از ترکه که قهرمان شنا بوده میپرسن شما از کجا شروع کردین میگه والا ما از زمینهای خاکی .

8. به ترکه میگن تو شهرتون آثار باستانی دارین میگه نه ولی دارن میسازن.

9. به یه ترکه میگن :‌ راسته شما به خر میگین داداش میگه آره داداش 

10. ترکه میره آمپول بزنه میره تو درمانگاه پیش پرستاره میگه خانم من اومدم آمپول بزنم پرستاره نگاه میکنه میبینه پنی سیلین هستش میگه آقاشما آخرین بار کی پنیسیلین زدین ؟ میگه دیروز پرستاره میگه خیلی خب آمپول رو میزنن و ترکه غش میکنه حالش بد میشه و .... بعد از اینکه حالش رو جا میارن پرستاره با عصبانیت میگه مرتیکه مگه نگفتی دیروز پنی سیلین زدی ترکه : آره ولی دیروز هم همینجوری شد 

11. از ترکه میپرسن شیشه چه جوری ساخته میشه میگه به پشم شیشه واجبی میزنن

12. ترکه زنش دو قلو می زاد به دکتره میگه: دکتر ارزون حساب کن جفتشو ببرم!!!

13. ترکه میره پیتزا فروشی، میگه: ببخشید پیتزا بزرگ چنده؟ یارو میگه: 2000 تومن. ترکه یکم بالا پایین میکنه، میگه: پیتزا متوسط چنده؟ یارو میگه: 1000 تومن. باز ترکه یوخده با پولای جیبش ور میره، میگه: پیتزا کوچیک چنده؟ یارو میگه: 700 تومن. ترکه دست میکنه تو جیبش یک صد تومنی درمیاره، میگه: قربون دستت داداش، یک جعبه اضافه به ما بده! 

14. ترکه میره مسابقه بیست سوالی، رفقاش از پشت‌ صحنه بهش میرسونن که: جواب خیاره، فقط تو زود نگو که ضایع شه. خلاصه مسابقه شروع میشه، ترکه میپرسه: تو جیب جا میگیره؟ میگن: نه. ترکه میگه: بابا این عجب خیار گنده‌ایه! 

15. ماشین ترکه رو تو روز روشن، جلو چشماش میدزدن، رفیقاش میدون دنبال ماشینه و داد میزنن: آااای دزد! بگـــیـــرینش! یهو ترکه داد میزنه: هیچ خودشو ناراحت نکنید.. هیچ غلطی نمیتونه بکنه! رفیقاش وامیستن، میپرسن: چرا؟ ترکه میگه: ایلده من شمارشو برداشتم! 



16. زن ترکه حامله میشه، میرن دکتر. دکتر یک معاینه می‌که به ترکه میگه: خانم شما حامله نیستن،‌ این فقط بادِ شکمه. ترکه هم دست خانوم رو می‌گیره و برمی‌گردن خونه. بعد از یک ماه شیکمه زنه کلی میاد بالاتر، دوباره پامیشن میرن دکتر، دکتره بعد از معاینه میگه: عرض کردم که، خانم شما حامله نیستن، این فقط باد شکمه! خلاصه چهار پنج ماه،‌ هی شکم زنه میومده بالا و بالاتر و هی دکتر می‌گفته این فقط باد شکمه. آخر ترکه شاکی میشه،‌کیرش رو در میاره می‌گذاره رو میزِ دکتره، میگه: ‌ببخشید آقای دکتر، اگه میشه اینو یک معاینه کنید، ببینید ....یره یا تلمبه‌ست؟!!! 

17. ترکه رو به جرم سرقت محاکمه میکنند، میگن طبق حکم شرع باید یک دستشو قطع کنیم. میان دست راستشو قطع کنند، میبینند روش با خال کوبی نوشته: مرگ بر آمریکا! میگن این دستو که نمیشه قطع کرد... میرن دست چپش رو قطع کنند، میبینن نوشته: مرگ بر اسرائیل! میگن ای بابا این دستم که صلاح نیست قطع شه. خلاصه هرجاشو میان قطع کنند، میبینن یک شعار انقلابی روش خال کوبی شده، تا اینکه میرسن به ...یر ترکه، میبینن روش نوشته: جاکوزی! میگن: کس خل نگاه کن چی نوشته! همینو ببرین! یهو ترکه میگه: جناب سروان دست نگه دارید! این وقتی خوابیدس این ریختیه، وقتی پاشه میشه: جنگ جنگ تا پیروزی!!!

18. ترکه زن میگیره، شب اول تو حجله تا میان مشغول شن یهو عروس سکته میکنه میمیره! ترکه خیلی ناراحت میشه، میگه: بابا اینکه نشد، اینهمه خرج کردیم و حالا یک دور هم حال نکنیم خیلی ستمه! میکنیم، به ملت میگیم بعد از کار مرد! خلاصه مشغول میشه، همچین که نوک کار فرو میره یهو زنه شکه میشه و بلند میشه میشینه. ترکه میزنه تو سرش شروع میکنه بلند بلند گریه کردن! عروسه میگه: بابا من زنده شدم، باید خوشحال باشی، چرا گریه میکنی؟ ترکه وسط همون گریه زاریش، میگه: بابام! عروسه میگه: بابات چی؟ باز ترکه میکوبه تو سرش، میگه: بــــابـــام! عروسه میگه: خوب بابات چی؟! ترکه میگه: اگه میدونستم نمیگذاشتم بمیره!!!


19. اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند

20. تنها کسانی که مارا میرنجانند. عزیزانی هستند که همیشه کوشیده ایم از ما نرنجند.

21. پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند

22. سعی کن یک مشت آب را در دست بفشاری. خواهی دید که بسرعت ناپدید می شود. اما اگر به آرامی دست ات را در همان آب رها کنی می بینی که با تمام وجود آب را حس می کنی

23. اگر همیشه همان کاری را که انجام داده اید تکرار کنید ، چیزی بیش از آنچه تا کنون به دست آورده اید، به دست نخواهید آورد.

24. بعضی فکر می کنند منصفانه نیست که
.خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است
.بعضی دیگر خدا را ستایش می کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است

25. خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید بدون جلب توجه متفاوت باشید.

26. در پناه حضور سبز تو ، طوفان غم ، مرا جا می گذارد . در کنارت ژرفای آرامش را احساس میکنم و بی تو سیل بی رحم تنهایی مجالم نمی دهد 

27. اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای ، به خاطر بیاور زیباترین صبحی که تا به حال تجربه کرده ای مدیون صبرت در برابر سیاهترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام شدن نمی دید ...

28. اگر می دانستی چه قدر دوستت دارم
هیچ گاه برای آمدنت باران را بهانه نمی کردی
رنگین کمان من!!!

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
 
تلفن همراه تنها چيزيه كه مردها سرش دعوا دارند كه مال كدومشون كوچيكتره...
------------------------------------------------------------------------
بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!
-------------------------------------------------------------------------
- مامان من شنيده ام تو بعضي از كشورها زن و شوهر قبل از ازدواج همديگه رو نميشناسن! راسته؟
- دخترم تو همه جاي دنيا وضع همينه!
------------------------------------------------------------------------
- بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
- شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!
------------------------------------------------------------------------
آگهي نيازمندي: به پنج مرد زرنگ و كاري يا يك زن نيازمنديم...
------------------------------------------------------------------------
يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!
خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!
------------------------------------------------------------------------
فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!
------------------------------------------------------------------------
هر زن باهوشي ميليونها دشمن داره: همه مردهاي احمق!
------------------------------------------------------------------------
وقي خدا مرد رو آفريد داشت تمرين ميكرد!
------------------------------------------------------------------------
- چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
- معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!
------------------------------------------------------------------------
- به مردي كه نود و نه درصد مغزش از بين رفته چي ميگن؟
- خواجه!
------------------------------------------------------------------------
مرد: عزيزم, من ميخوام از تو خوشبخت ترين زن دنيا رو بسازم!
زن: خير پيش!
------------------------------------------------------------------------
 فرق يك مرد با يك گربه چيه؟
- يكيشون يه موجود دله است كه بي چشم و روئه و براش مهم نيست كه كي بهش غذا ميده, اون يكي يه حيوان ملوس خانگيه.
------------------------------------------------------------------------
- فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
- هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!
------------------------------------------------------------------------
- وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
- هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!
------------------------------------------------------------------------
- وقتي خدا حوا رو آفريد چي گفت؟
- كار نيكو كردن از پر كردن است!
------------------------------------------------------------------------
- به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
- بيوه.
- به مردي كه نود درصد قوه عقلانيش رو از دست داده چي ميگن؟
- بيوه.
------------------------------------------------------------------------
- چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
- چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!
------------------------------------------------------------------------
يه پري افسانه اي به يه مرد ميگه: يه آرزوت رو بگو تا برآورده كنم. مرده ميگه: يه كاري كن كه زنم حسابي احمق بشه تا بتونم با خيال راحت بهش دروغ بگم و هي مچم رو نگيره. پريه قبول ميكنه و ميگه: برو خونه تون. آرزوت رو برآورده كردم. مرده خوشحال ميره خونه, ميبينه زنش تبديل به يه مرد شده!
------------------------------------------------------------------------
- خانمم درست سه هفته بعد از ازدواجمون فوت كرد...
- خوب پس زياد زجر نكشيده!
البته در جواب اين همه خبيث بازی نويسنده مطالب بالا بايد گفت که سر يا جاي عقل است يا جاي  مــو ،،، واسه همينه آقايان کمتر مو دارند و بعضی ها هم اصلا مو ندارند .... به نظر شما چرا  اکثر سياستمدارها و پروفسور ها و پولدارها بي مو هستند ؟؟؟!  جواب  :  واسه اينکه عقلشون بيشتر از باقيه کار ميکنه ،،، راستي چرا مُد شده دختر ها موهاشون را خيلي بلند ميگذارند
********************************************
يه نفر داشته با زنش دعوا ميکرده که :   تو که از من خوشت نميومد پس چرا سر سفره عقد با صداي بلند داد زدي بـــــــــــله ،،، زنه ميگه : من به تو نگفتم بله ،، يکي از من پرسيد با اين مرتيکه عوضي ميخواهي ازدواج کني من داد زدم بـــــــــــله 

يارو ميره خونه ميبينه يه مرده تو خونشون با زنش نشسته .. مياد جلو ميگه تو کي هستي با زن من نشستي ... طرف ميگه راستش من خلبانم اما هواپيما سقوط کرد افتادم تو خونه شما  ... يارو يه نگاه ميکنه ميگه  اين ارتش هم چه خر تو خريه ها ، ديروز هم يکي از نيرو دريائي کشتي شون غرق شده بود نزديک بود تو وان حموم غرق بشه

يه روز بهروز خالي بند سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ، بهروزه با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو

به خشايار ميگن با شمشير جمله بساز ، ميگه فولاد فدات شم  شير بخور

خشايار و بهروز خالي بند  را ميبرن جهنم ، اما وسط راه ميگن به شما يه آوانس ميديم ،، ميگن چيه ،ميگن اينجا 2 نوع جهنم داريم يکي جهنم ايراني ها يکي جهنم خارجي ها ، ميپرسن فرقش چيه ، ميگن تو جهنم خارجي ها هفته اي يک بار قيـر داغ ميريزن تو دهنتون اما تو جهنم ايراني ها هر روز ،،،، خلاصه خشايار ميگه من ميرم تو جهنم خارجيا و بهروز هم مياد تو جهنم ايرانيا ..... يه چند ماهه بعد خشايار ميبينه خيلي ناجوره اينجا ميگه بيچاره بهروز خالي بند که هر روز قير ميخوره ، خلاص ميره ميبينه بهروز با رفيقاش نشستن دارن حال ميکنن و چاخان  خبري هم از قير داغ نيست ،خشاياره  ميگه جريان چيه ، مگن بابا اينجا آخه جهنم ايراني هاست يک روز قيرش نيست ، يک روز قيرش هست قيفش نيست ، يه روز  دو تاش هست يارو نمي ياد سر کار

( برنامه کودک کار و انديشه را که يادتون هست ) ،، قزوينيه ميره صدا و سيما ميگه ببخشيد آقا اون بچه که هي ميگفت  ( من کـــارم   من کــارم )  کدومـــــه !!!

يه بنده خدائي يه تيکه جور ميکنه اما جا نداشته ، خلاص هر چي اين در اون در ميکنه خونه خالي گيرش نمياد ، يه هو ميبينه يه تريلي گوشه خيابون پارکه ، خلاصه ميرن زير تريلي و تو حس بودن کـــــــــــــه ميبينه يکي زد سر شونش !!! طرف بر ميگرده ميبينه واي يه افسره است ميگه بله قربان چي شده ، سروانه ميگه شما اينجا دارين چي کار مي کنين ، يارو هول ميکنه ميگه هيچي قربان دارم روغن ماشين را عوض ميکنم ، سروانه ميگه عزيزم اولا روغن ماشين را از اين طرفی ميشن و عوض ميکننن نه اون طرفي ، دوماً تريلي نيم ساعته رفــته 

آقا غلام زنگ ميزنه 110 ميگه آقا  صدي ده  طرف ميگه بله بفرمائيد غلامه ميگه بي انصاف تو بازار صدي پنج نزول ميدن

طرف شب عروسيش بوده خلاصه به داداش کوچيکش ميگه برو يه بسته کــرم از داروخونه بگير بيار .. آقا اين بچه ميره ميخره ميده دست داداش دوماده اونها هم ميرن تو حنجله ..... خلاصه مبينن يه ساعت شد نيومدن دوساعت شد سه ساعت شد يه روز شد ميبينن عروس دوماد نميان بيرون ، ميگن بابا اينها مگه چه کار ميکنن ، بچه ميگه من بگم من بگم ، ميزنن تو سر بچه ميگن وااااا ، بچه چه معني داره از اين حرفها بزنه ، خلاصه سرتون درد نيارم يه روز شد دو روز شد يه هفته شد مبينن نميان بيرون ، ميگن بچه تو که ميدوني چرا نميان بيرون  ،،، پسره ميگه راستش داداش گفت برو يه بسته کــرم بخر ، مغازه بسته بود من هم يه بسته چسب دوقلو خريدم بهش دادم

1- خشايار به رفيقش ميگه: ميخوام دختر شاه رو بگيرم! رفيقش ميگه: چرت نگو مومن! مگه كشكيه؟!  خشايار ميگه: بابا من كه راضيم، ننه ام هم كه راضيه، فقط مونده شاه و دخترش!

يه حاجي  اصفهانيه ميره خونه يه بابائي مهموني و شب هم مي مونه ، خلاصه نصفه شب بوده که صاحب خونه هوس خانومش را ميکنه ، حالا از يارو اصرار از حاج خانوم انکار که بابا يارو اصفهانيه بيدار ميشه ميبينه آبرومون ميره ، يارو آخرش شاکي ميشه ميگه خوب برو به بهونه آب خوردن از يخچال ، نور يخچال مي افته ببين  طرف خوابه يا نه ، حاج خانوم هم ميره ميبينه بــله اصفهاني خوابه خوابه ، خلاصه ميان و مشغول ميشن ..... صبح حاجيه بلند ميشه به صاحب خونه ميگه ( با لهجه اصفهوني ) حج آقا ديشب خيلي تشنم بود  ،، صابخونه ميگه حاجي آب که بالا سرتون تو یخچال بود   بر ميداشتين ميخوردين ،، اصفانيه ميگه نـــــــــــــه حج آقا  ، ديشب يکي اومد اينجا يه ليوان آب خورد تا صبح  مي ک ....... نش

مهران مديري 2 تا دزد ميگيره زنگ ميزنه به 220 

طرف خيلي شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: خشايارِ گهُ‌چهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟  خشايار ميگه: خشايار ان‌چهره!

  بهروز خالي بند پرتقال خوني ميخوره، ايدز ميگيره

از خشايار ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان !         نــــــــــــــه غلام

بهروز خالي بند رفته بوده تماشاي مسابقه دو و ميداني، وسط مسابقه از بغليش ميپرسه: ببخشيد، اينا واسه چي دارن ميدون؟! يارو ميگه: براي اينكه به نفر اول جايزه ميدن. بهروز خالي بند يوخده فكر ميكنه، ميپرسه: پس بقيشون واسه چي دارن ميدون؟!

بهروز خالي بند تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. بهروز خالي بند شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت...  ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره ها!

بهروز خالي بند زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

آقا غلام دست ميذاره به برق فيوز مي پره ، فيوز رو ميزنن غلامه مي پره

بهروز خالي بند سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته‌: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيه‌ها! حالا 11 نفر ديگه از كجا بيارم؟!

به اکبر عبدي ميگن دوست داری خشايار بميره ارثش به تو برسه ، اکبره ميگه نه ، دوست دارم بکشندش تا ديه هم بگيرم

از آقای خياباني ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ خيابانی ميگه: چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!  

خشايار مستوفي داشته ميمرده ، ملت ريخته بودند دورش ببينند دم آخري چي ميگه ، خشايار ميگه به ارواح باباتون من همه نماز روزه هام را گرفتم فقط 60 سال واسم طهارت بگيرين !

از ناتاشا ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ ناتاشا انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!

مامان بهروز داروخونه داشته، يك روز  جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسك‌كش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. ننه بهروز ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا مي‌كشيمشون!  طرف ما  ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشه!

آبادانيه ميخواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت ميشه شلوارش رو پشت و رو ميپوشه و با عجله ميدوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد ميزنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، ميگه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش ميكنه، چشمش ميافته به شلوارش، ميگه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پيچوندي!

ميخواستن بهروز خالي بند رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گــرد، ميگن برو يك گوشه بشين!

يه بابائي  تو يك شب برف و بوراني داشته از سر  زمين برميگشته خونه، يهو ميبينه يكجا كوه ريزش كرده، يك قطار هم داره ازون دور مياد! خلاصه جنگي لباساشو درمياره و آتيش ميزنه، ميره اون جلو واميسته. رانندة قطاره هم كه آتيشو ميبينه ميزنه رو ترمز و قطار وا ميسته. همچين كه قطار واستاد، يارو يك نارنجك درمياره، ميندازه زير قطار، چهل پنجاه نفر آدم لت و پار ميشن! خلاصه يارو  رو ميگيرن ميبيرن  بازجويي، اونجا بازجوه بهش ميتوپه كه: مرتيكة خر! نه به اون لباس آتيش زدنت، نه به اون نارنجك انداختنت! آخه تو چه مرگت بود؟! طرف ميزنه زير گريه، ميگه: جناب سروان به خدا من از بچگي اين دهقان فداكار و حسين فهميده رو قاطي ميكردم!

طرف كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

29- بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خيلي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

از ننه بهروز ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3شون كردن!

تركه ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب برج ايفله،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه:...ها!  پس حتماٌ برج ايفله!

غلام ميره مسابقه بيست سوالي،  رفقاش از پشت‌ صحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره،  فقط تو  زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، غلامه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. غلام ميگه: بابا اين عجب خيار گنده‌ايه!

يه جوونه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  طرف هول ميشه، ميگه:  شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم!

ماشين بهروز رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو خشايار  داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ خشي  ميگه:  من شمارشو برداشتم!

فولاد مي افته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

يه بابائي سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!

شيخ پشم الدين کشکولي يه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش ، گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

به عربه ميگن تا حالا موز خوردي؟ ميگه: آره ولك، همون كه هستش يك وجبه؟!

يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و  تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان در قبرستون همچنان ادامه دارد!

از من نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

سه تا پسره با هم كل گذاشته بودن، اولي ميگه: باباي من مهم‌ترين آدم مملكته. دوتاي ديگه ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ ميگه: باباي من رئيس‌جمهوره. هر قانوني كه بخواد گذاشته بشه رو بايد اول باباي من امضا كنه. دومي ميگه: برو بابا حال نداري. باباي من عمري پوز باباي تورو ميزنه! اوليه ميگه: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه : باباي من نماينده مجلسه.. تا باباي من راي نده، عمري قانوناي باباي تو تصويب نميشن. سومي برميگرده ميگه: باباهاي شما جلوي باباي من پشم هم نيستن! اون دو تا ميپرسن: مگه بابات چيكارس؟ پسره ميگه: باباي من پاسبونه... جلوي خيابون واميسته، پونصدتومن ميگيره، ميشاشه به قانون باباهاي هردوتون!

تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

يه بچه مومني سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

ميخواستن الهي قمشه‌اي رو ترور كنند، تو سشوارش بمب ميگذارن!

تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين يک آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي با عينک دودي !

به ملانصرالدين ميگن: ميدوني امام حسين كجا دفن شده؟ ميگه: نه. ميگن: كربلا. ميگه: اي خوشا به سعادتش!

يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم

سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راه‌آهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاجان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم!

یه گيجي مثل من  ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي و سنگ ميزنن درش ميارن!

يك شب تلويزيون  فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلويزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه سرويسش كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد دهنتو سرويس ميكنه. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو گيتو بخور! مگه من زدم؟!

معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا! 

يه پشت کنکوري ادعاي پيغمبري ميكرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري كه نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه جوونک ميره، دو روز بعد با دست و پاي شكسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! يارو ميگه: ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!

يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم... ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميکنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف!

 يه  مشنگي يهو  بي هـوا  مياد تو اتاق ، خفه ميشه!    

بامشاد دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه!

 آقا خشايار آتيش ميگيره ميميره فولاد  در مغازش ميزنه به علت پدر سوختگي مغازه تعطيل است

بهروز ميره مسابقة قرائت قرآن، شلوار ورزشي ميپوشه!

  خشايار فولاد رو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، خشي ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

ياسمن گل بانو  صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!

يارو سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده!

دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور ا! نداره!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

يه عاشقي  از طبقه صدم يه ساختمون مي‌پره پايين، به طبقه پنجاهم كه ميرسه ميگه: خب الحمدالله تا اينجاش كه بخير گذشت!

زن تركه دو قلو ميزاد،‌ تركه ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

 يه نديد بديد ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. آقا با کلاسه هم رو كمربندش يه پرچم ميزنه : به زودي دراين مكان يك عدد موبايل افتتاح خواهد شد!

سياه پوسته ميچوسه ، زنش تا يک هفته دوده پاک ميکرده

 بعد از سالها جعبه سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد،  اين همه نارجك چرا بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!

 عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور!

يه خونه خرابي پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي طرف ، گيلاس عرقشو برميداره، يه نفس ميره بالا. يارو  اول يك نگاه غمناك به جاهله ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم، مهمون من! يارو در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه يهو ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد .. بعد رفتم تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

باباي فولاد ميميره، مجلس ختمش رفيقاش همه ميان بهش تسليت ميگن. فولاد خيلي احساساتي ميشه، ميگه: به خدا خيلي زحمت كشيدين تشريف آوردين، ‌شرمنده كردين... ايشالله ختم پدرتون جبران مي‌كنم!

زنِ آپانديسش رو عمل كرده بوده، بعد از عمل شوهرش مياد ملاقاتش. منتها زنه هنوز خوب بهوش نيومده بوده و داشته زير لب هزيون مي‌گفته: احمق...بي‌شعور...عوضي! يك دكتري داشته از اتاق رد ميشده، ميگه: خوب به سلامتي مثل اينكه خانمتون به هوش اومده و داره باهاتون حرف ميزنه!

( ياسمن گل بانو ) خودشو ميزنه به كوچة علي چپ، گم ميشه!

تو يكي از دهات اردبيل ملت براي بار اول كيوي ميبينن، ميرن از ملاي ده ميپرسن اين چيه؟ ملاهه يكم ميره تو نخ كيويه، بعد ميگه: ايلده تخم مرغيش، كه تخم مرغه! ولي من نمي‌فهمم چرا موكتش كردن؟!

از پرسپوليسي ميپرسن بنفش چه رنگيه؟ ميگه: قرمز ديدي ؟!  آبيش !

 تركه ميفته تو جوب،‌ سند ميگذاره مياد بيرون!

يه مسئولي  داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌طرف ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

يه دانشمنده مثل من يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه:  ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه!

 به يکي ميگن يك معما بگو، ميگه اون چيه كه زمستونا خونه رو گرم ميكنه تابستونا بالاي درخته ؟! يارو هرچي فكر ميكنه جوابشو پيدا نميكنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ همون يکي  ميگه بخاري!  يارو كف مي‌كنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميكنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درخته ؟  باز هم همون يکي ميگه: بخاريِه خودمه دوست دارم   بگذارمش بالاي درخت!   اکـــــي

يه  ترکه داشته از تو جزيره آدم‌خورا رد ميشده،‌ يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت مي‌كنه با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم!‌ يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من، بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. تركه خوشحال ميشه،‌ سنگ رو ميكوبه تو كلة ‌رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابه‌جا ميميره، باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع مي‌كنن دويدن طرف تركه! يهو يك صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي!

لره توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي مي‌كني؟! اينا که همه خوابن!

تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك مي‌گفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،‌ تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش،  نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته ميرفته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ‌ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده!

97- تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباي دختره گوشي رو ور ميداره. تركه ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكي ميشه فحش خوار مادر رو ميكشه به تركه! چند روز بعد دختره تركه رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازي  در مياري؟!  وقتي بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. ترکه هم ميگه ‌باشه . دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشي رو ور ميداره.‌ تركه هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چي كار داشتي؟!  ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟!

يك سال، يك ماه از محرم گذشته بوده ولي هنوز تو شهر صداي سينه‌زني ميومده. مردم ميرن پي ماجرا، ميبينن دسته تركها تو كوچه بن بست گير كرده 

 سيگاريه ميره لباس فروشي،‌ ميگه:‌ ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه:‌بعله.  طرف ميگه: بي‌زحمت دونخ بدين

 

نظر یادتون نره

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
  اینم یه چند تا جک ترکی:

يه نفر ميميره ميره بهشت بعد ميبينه خدا به جهنميا پلو و خورشت ميده ولي به بهشتيا نون و پنيرو و سبزي.معترض ميشه ميگه خدايا به ما بهشتيا که انقدر کميم نون پنير سبزي ميدي ولي به جهنميا که بيشترن پلو خورشت؟خدا ميگه منکه نميتونم به خاطره چند نفر ديگ بار بذارم

 

جسد 20 نفر از ترکهايي که پياده از جزيره کيش به سمت حرم مطهر امام به راه افتاده بودند امروز در سواحل خليج فارس کشف شد

 

درپي آزاد اعلام شدن ازدواج موقت از سوي وزير کشور موجي از اميد دربين جوانان پديدار شد  وبا توجه به استقبال وسيع مردم  زن صيغه اي سهميه بندي شد  و بزودي (صفا کارت)توزيع مي شود

 

اگر ديدي جواني به درختي تکيه کرده، بدان بنزين نداره سکته کرده

 

  به ترکه مي گن با وطن جمله بساز مي گه : من ديروز سر و تنم را شستم   مي گن : خره وطن با طي دسته داره   مي گه : اتفاقا ً منم با طي دسته دار خودم رو شستم

-

يک روز دو تا ابهدانیه (احتمالا ترک بودن)  واسه هم خالي مي بستند. اولي ميگه: ما يه کوه کنار خونه مون داريم که هر وقت مي گيم جاسم، دو سه بار ميگه جاسم.... جاسم.... جاسم.... دومي ميگه: اين که چيزي نيست، ما يه کوه داريم کنار خونه مون که هر وقت مي گيم جاسم، ميگه: کدوم جاسم

 

مگسه داشته دور سر ترکه وز وز ميکرده، ترکه ميگه: برو جون مادرت، الآن برامون يک جوک درست ميکنن

 

به ترکه ميگن: در رو ببند هواي بيرون سرده. ميگه: مثلا اگر من در رو ببندم هواي بيرون گرم ميشه؟

 

يه ترک يه تهراني يه اصفهاني با هم ميرن يه خربزه ميخرن. ميگن هر کي که امشب شيرين ترين خواب رو ديد اون خربزه رو بخوره. صبح که بيدار ميشن تهرانيه ميگه من ديشب خواب ديدم تو مسابقه دو شرکت کردم و نفر اول شدم. اصفهانيه ميگه من خواب ديدم با تمام فاميل رفتيم يک جائيکه همه جور خوراکي ها بود و مفت مفت بود و ما همينجور مي تونستيم بخوريم. ميبينن ترکه هيچي نميگه، ميگن تو چي خواب ديدي، ميگه:  من هر کاري کردم خوابم نمي برد، ساعت 3 بلند شدم خربزه رو خوردم

 

به ترکه مي گن با سي دي جمله بساز مي گه چسي دي .مي گن با سي دي صوتي جمله بساز مي گه: گوزيدي .مي گن با سي دي تصويري جمله بساز مي گه: اووووووووه پس بگو ريدي

 

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
 

چی میبینی؟

هیچی؟.......... دوباره نگاه کن.

بازم هیچی؟ تو هیچی نوفهمی... این عکس خرزو خان بید دیگه.

 


 

 

میدونی اههمم که تو دستوشی میگی یعنی چی؟

یکم فکر کن؟

نمیدونی؟

بابا مخففه اینه دیگه : انرژی هسته ای حق مسلم ماست.

 


 

 

فکر میکنی خیلی زررنگی؟

نه عزیزم.

زرنگ تو نیستی.زرنگ نوشابست که همه ازش لب میگیرن.زرنگ افتابست که همه رو دید میزنه.زرنگ زنبور عسله که همه چیزشو میخورن.

دیدی زرنگ تو نیستی؟

 


 

اسمتو گذاشتم گل ترسیدم یه روز پر پر بشی.اسمتو گذاشتم خورشید ترسیدم یه روز غروب کنی.اسمتو گذاشتم جونم تا اگه یه روز مردم عمرا توهم نباشی!!!

 


 

 

تو در قلب من جا داری.تو در رگهای من جاداری.رفتم دکتر گفت انگل داری!!!

 


 

 

یه لره میاد تهران میبینه همه استین کوتاه پوشیدن.میگه ای بابا پس اینا چه جوری دماغشو

 


 

اون چیه که زنا میدن مردا میخورن؟

.

.

.

چیه؟

.

بابا منفی نباش.خوب فحشه دیگه!!

 


 

 

ای یار من . ای پیر من . بشین به روی...

.

.

.

صندلی.

هان؟ اشتباه کردی که بازم.نه؟ قالب ادبی فوق غزل بود نه مثنوی.

 


 

هر کاری میکردن غضنفر رو از زیر اوار زلزله بیرون بیارن نمیگذاشته .فقط هی داد میزده من کاری نکردم به خدا فقط سیفونو کشیدم!!

 


 

 

جدید ترین محصول رانی:

شیر با تیکه های ممه.

 


وقتی اومدم چنان حالتو بگیرم که کیف کنی .چنان ابروتو میبرم که نتونی سرتو جلو فامیل بالا بیاری. کاری میکنم که از این به بعد پاهات بادیدن من شروع به ارزیدن کنه. هنوز منو نشناختی بچه سوسول؟

 

من قبض موبایلتم دیگه!!

 


 

 

غضنفر داشته فیلم سوپر نگاه میکرده که یهو زنش میرسه.هول میشه میگه خانوم جان بیا ببین با این فلسطینی ها چیکار میکنن؟؟

 


 

 

قزوینیه زنگ میزنه به دوست دخترش میگه من بیام پیشت.دوست دخترش میگه بیا اما کاری نمیتونی بکنیا.قزوینیه میگه چطور مگه پریودی؟ دختره میگه نه ولی بد جور اسهالم!!!!!

 


 

 

 

سلام خوبی ببخشید ولی 1سوال جنسی دارم که از کسی نمی تونم بپرسم فقط خودت می تونی کمکم کنی میخوام بدونم جنس شلوارت چیه؟

 


 

 

دعای اتصال به اینترنت فی الهنگام شلوغیه

 

الّلهم اتصلنا الاينترنت،الّلهم اعتني کانکشن في دنيا والاخرت،

انا نعوذبک من کلّه ويروس الخبيس الّلعين و الملعونيه و

انّا نعوذبک من الديسکانکشن في الدنيا والاخره

امين يا رب العالمين---------->كانكتينگ100

 


 

 

ازدواج ادم و هوا تو هیچ دفتری ثبت نشده.هیچ اخوندیم اونموقع نبوده که صیغه رو جاری کنی. خوب بدبخت هممون حروم زاده ایم دیگه!!!!!!!

 


 

 

 

مدتي مي شد که در آن شب تاريک پشت ديوار خانه شان قدم مي زد

و بيخبر بود از اينکه پسر خلاف همسايه مدتي است که او را زير نظر دارد

جوووون ، جيگرتو بخورم

عجب رون و سينه اي

پسر خلاف همسايه اينها را گفت و در يک چشم بر هم زدن پريد و او را سخت در آغوشش گرفت تا ببرد در جای خلوتي و به کام دل برسد

................و فردا همسايه پسرک ، تمام روز در به در دنبال چاقترين مرغش مي گشت

 


 

 

میدونی بزرگترین ارزوی یه جوجه تیغی چیه؟

اینه که حتی برای یه بار یکی دست نوازش رو سرش بکشه.

 


 

 

قزوینه به کون یه پسره دست میزنه. یارو هول میشه می گوزه.قزوینه یه نگاه میکنه میگه : خدا وکیلی همچین مالی بایدم یه دزدگیر داشته باشه.

 


 

میدونی فرق نخود با پس گردنی چیه؟ اولیه اگه بخوری میگوزی ، دومیو اگه بگوزی میخوری!!!!!

 


 

اخوند قزوینه میره تو یه دبستان پسرانه واسه سخنرانی.یه پسر مامانو میبینه.بهش میگه عزیزم تو که کون به این خوشگلی داری چرا نماز نمیخونی؟

 


از قزوینیه میپرسن اف .بی .آی یعنی چی؟

 

میگه: فدراسیون  بچه بازان ایران

 


 

 

به غضنفر می گن چی شد معتاد شدی؟

میگه با بچه ها قرار گذاشتیم روزهای تعطیل تفریحی یکم بکشیم .زد و امام مرد .دوهفته تعطیل شد.

 


 

 

دانش مندان به تازگی کشف کرده اند که:

کسانی که موقع ر..دن ، فکر میکنن .موقع فکر کردن میر..نن .

 


 

 

پلیس یه پسره رو با یه خانوم دستگیر میکنه.به پسره میگه: صیغست یا عقدیه پسره میگه : هیچکدوم، داداش نقدیه ، نقدیه!!

 


اگه توی قزوین با یه قزوینی قوی هیکل ، تو یه کوچه بنبست ، گیر کردی سه راه بیشتر نداری:

 

1.از خجالت اب شی بری توی زمین

2.از ترس دود شی بری توی هوا

3.دستاتو بزنی به دیوار و توکل کنی بر خدا

 


 

 

اخه بز، خر ، گوسفند ، الاغ ، میمون ، گورخر ، گاو ، بوزینه ، کنه،......... این همه حیوون . چرا شیر شد سلطان جنگل؟

 


به غضنفر میگن اگه اب نبود چی میشد؟

 

میگه اونوقت شنا یاد نمی گرفتیم بعد غرق میشدیم

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
   

جذابیت های تهران

 

به تازگی اعلام شد که تهران یکی از ده شهر نامطلوب جهان برای سکونت شناخته شد. اما تهران جذابیت های منحصر بفردی هم دارد که در هیچ جای دنیا نظیر ندارد.

 

۱- تهران تنها شهری است که در آن می توانید وسط خیابانهای آن نماز بخوانید، وسط پارک شام بخورید، در رستوران به دیدن مانکن های لباس های مدل جدید بروید ، در تاکسی نظرات سیاسی تان را بگویید، در کوه برقصید، اما برای ملاقات با نامزدتان باید به یک خانه خلوت بروید!!

 

2-تهران تنها شهری است که در آن دو نفر روی دوچرخه می نشینند، چهار نفر روی موتورسیکلت می نشینند، شش نفر توی ماشین می نشینند، ۲۵ نفر توی مینی بوس می نشینند و ۶۰ نفر سوار اتوبوس می شوند!!!

 

3-تهران تنها شهری است در دنیا که پیاده ها حتما از وسط خیابان رد می شوند، اتومبیل ها حتما روی خط عابر پیاده توقف می کنند و موتورسیکلت ها حتما از پیاده رو عبور می کنند!!

 

4-تهران تنها شهر دنیاست که در آن همیشه همه چراغ ها قرمز است، اما هر کس دوست داشت از آن عبور می کند!!!!!

 

5-در تهران هیچ جای زنها معلوم نیست، با این وجود مردها به همه جاهایی که دیده نمی شود نگاه می کنند!!!!

 

6-همه در خیابان ها و پارک ها با صدای بلند با هم حرف می زنند، جز سخنرانان که حق حرف زدن ندارند!!

 

7-تهران تنها شهری است در دنیا که همه صحنه های فیلمهای بزن بزن را در خیابان های شهر می توانید ببینید، اما تماشای این فیلمها در سینما ممنوع است!!

 

8-مردم وقتی سوار تاکسی می شوند طرفدار براندازی هستند، وقتی به مهمانی می روند اصلاح طلب می شوند و وقتی راه پیمایی می کنند محافظه کارند و وقتی سوار موتورسیکلت می شوند راست افراطی می شوند!!

 

9-رانندگی در تهران مثل سیاست ایران است، هرکسی هر کاری دلش بخواهد می کند، اما همه چیز به کندی پیش می رود!!

 

10-ماشین ها در کوچه های تنگ با سرعت ۷۰ کیلومتر حرکت می کنند، در خیابانها با سرعت ۲۰ کیلومتر حرکت می کنند و در بزرگراهها پارک می کنند تا راه باز شود!!!!!

 

11-در شمال شهر تهران مردم در سال ۲۰۰۸ میلادی زندگی می کنند و در جنوب شهر در سال ۷۰ هجری قمری!!!!!!!!!

 

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
 
آيا مي دونيد چرا نه نه حوا خوشبخت بوده؟ براي اين که شوهرش آدم بوده.
روزي نه نه حوا مي ره دم خونشون، در مي زنه، بعد حضرت آدم مي گه: کيه؟ نه نه حوا مي گه: خودت و لوس نکن، منم.
سعيد فلاح
يه روز به يک مرد مي گن: يک جمله بساز که توش آب باشه؟
مي گه: لوله آب.
يک روز، يک پرتغال خودشو مي زنه به ديوار، اون يکي پرتغال مي گه: چرا خود تو مي زني به ديوار؟
مي گه: چون مي خوام پرتغال خوني بشم.
يه روز، يه چس ويک گوز مي رن يه مردي رو بکشند، چس به گوز مي گه: تو صداش کن، من خفش مي کنم.
دزدي پول هاي مردي رو مي دزده و فرار مي كنه.
مرده دنبال دزده مي دوه و داد ميزنه: آي دزد.......
يهو دزده مي ايسته و پول ها را به سمت مرده پرت مي كنه و مي گه : بيا نديد بديد !!!
اولي: زودباش قطار ميره 
دومي :کجا ميخواد بره بليط دست منه .
يه کوره مي ره آشپزخونه، دستش مي خوره به رنده، مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا نوشتن!
يه سوسکه مي ره جلوي آينه، ميگه: واي سوسک!!
يه آبشار رژيم مي گيره، تف مي شه.
يه اصفهوني موز ميخوره، معدش تعجب ميکنه.
يه اخي ميره پنجاه تومن ميندازه صندوق صدقات، ميبينه قوچعلي داره از اون ور خيابون بهش مي خنده، فکر ميکنه کم انداخته، يه دويست تومني ميندازه، مي بينه قوچعلي باز داره مي خنده، فکر مي کنه ضايس، يه پونصد تومني در مياره، مي بينه باز مي خنده، خلاصه يه هزاري در مياره ميندازه تو صندوق، مي بينه قوچعلي دلشو گرفته قاه قاه مي خنده. ميره اون ور خيابون به قوچعلي ميگه: آخه آمو براي چي مي خندي؟ کار من کجاش خنده داره؟
قوچعلي ميگه: ه ه ه ...اين خو گوشي نداره.
يکي تو مسابقه ۲۰ سوالي شرکت مي کنه، از قبل با پارتي جوابو که ۲چرخه بوده بهش ميگن و ازش ميخوان براي اينکه کسي نفهمه چندتا سوال الکي بپرسه. طرف ميگه:
-هويجه؟؟؟ ميگن نه . ميگه پس دوچرخست........
يه روز يزديا ميان تهرون ، به تهرونيا مي گن: شما چرا از ما يزديا جك نمي سازين و فقط جك هاتون از غضنفر و قوچعلي يه؟
تهرونيا مي گن : شما هم بايد يه سوتي بدين ، بعدا برا شما هم جك مي سازيم.
خلاصه بعد از مدتي يزديا ميان تهرون مي گن: آقا بيايين يزد ، ما وسط كوير سد زديم. تهرونيا ميرن يزد كه سد رو ببينن و از يزديا جك بسازن. ميرن وسط كوير ، مي بينن بله، يه سد وسط كويره ، يهو نگاه مي كنن ، مي بينن بالاي سد غضنفر و قوچعلي نشستن دارن ماهي مي گيرن!!
يه روز يه زنه پا شو ميذاره روي سو سک . 
بعد سو سکه بلند مي شه و مي گه پهلو انان 
نمي ميرند
روزي گوسفندي نخ ميخوره، تسبيح پس مي ده.
 
يه روزي غضنفر با پسرش گر گم به هوا بازي ميکنه جو زده ميشه بچشو ميخوره
يک روز غضنفر دماغشو بالا مي کشه چشاش سبز مي شه
يه روز از ۱۱۰ ميان يه مرده رو بگيرن مرده مي زنه مامور ۱۱۰ رو ميکشه بعد از اون ميگفتند پليس ۱۰۹ ها ها ها ها
يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کونوم
به قوچعلي ميگن شما ها بينتون آدم مشهور هم هست ؟
قوچعلي ميگه : ها بو نه پس سوفيا ...؟ ... هاردي اينا کين ؟
گرگه ميره دم در خونه شنگول و منگول ميگه منم منم مادرتون زود باشين در رو باز كنين. شنگول ميگه غلط كردي ما آيفون تصويري داريم
يه روز يه مرده مي ره نونوايي ديد صف مردونه شلوغه رفت توصف زنونه ايستاد و گفت : " آقا مادرم گفت يه نون بدين"
يه روز يه مرده تو خيابون مي گوزه براي انکه 

ضايع نشه مي گه : 

گوزي ..گوز.......... 

گوزي ..گوز.......
 
به يارو مي گن با مردان آنجلس جمله بساز ميگه دسشويي مردا نه آنجلس..........
يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت مي كرده، مي گه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم! 
 
عربه داشته زن مي گرفته، ازش مي پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه! مي گن: آخه چرا مدرسه؟! عربه مي گه: ولك آخه خـَيـلي كلاس داره! 
 
ميزبان از يكي از مهمان‏ها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه ديروقته، همسايه‏ها ناراحت مي‌شن. ميزبان گفت: اصلاً مهم نيست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس مي‌كنه
چهارتا آباداني مي خواستند از مرز خارج بشن, تصميم مي گيرند پوست گوسفند بپوشند و قاطي گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه اي كه مي خواستند از مرز خارج بشن, نيروهاي انتظامي فرياد مي زنند: آهاي اون چهارتا آباداني بيان بيرون از گله. آنها با تعجب خارج ميشن و مي‌پرسند شما از كجا فهميدين كه ما آباداني هستيم؟ مامورا مي‌گن: از اونجايي كه گوسفندها عينك ري بن نمي‌زنند. 
 
غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمي‌زدند. زن غضنفر وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي غضنفرمي‌گذاره كه: منو فردا ساعت ۶ بيدار كن. صبح زنه ساعت ۱۰ از خواب پا ميشه، ‌مي‌بينه غضنفر براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه! 
 
يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه
يک روز پلنگ صورتي ميره سر خاکه باباش ميگه:بابام,بابام,بابام بابام,بابام
يه روز به يک خرگوشه مي کن چرا هويج مي خوري مي گه هوي جوري
روزي به مرده مي گو يند چه پفکي رو دوست داري ميگه 
سي توز 
 
مردي بود که زماني که هوا رعدو برق ميزد سرش و ميکرد بالا مي خنديد 
بهش گفتن چرا اين جوري ميکني
گفت:مگه نمي بيني دارن عکس ميندازن
 
روزي خري به خري مي رسد و مي گويد تو چرا خري
مي گويد چون جد در جد من خر بوده
 
يارو مي ره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي مي گه: داش حال مي كني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه مي گه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز مي خواي جك عربي تعريف كني؟! يارو مي گه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد! 
 
يه روز سه تا جوجه خروس رو از مدرسه اخراج مي کنند . باباي جوجه خروسا به اولي مي گه چرا اخراجت کردند؟ مي گه يکم از پرام ريخته بود فکر کردند لختم اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به دومي مي گه تو رو چرا اخراج کردند؟ ميگه اخه کاکولم وفتاده بود جلوي صورتم فکر کردند راپيستام اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به سومي مي گه چرا اخراجت کردند ؟ ميگه اخه عکس جوجه مرغ تو کيفم بود
به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم.
يه يارو كرد بوده خودشو از پشت بوم ميندازه پايين ولي نمي ميره
يارو مي خواسته خرگوش بگيره مي ره پشت درخت صدا هويج در مياره
معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با آجر جمله نمي سازند خانه مي سازند
به صدام ميگن شما چه طوري در اين گير و دار فرار کرديد ؟ صدام ميگه موتور سيکلتم تلاشه
به يکي ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با من لجن
به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، مي گه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي
آبادانيه مي خواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت مي شه شلوارش رو پشت و رو مي پوشه و با عجله مي دوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد مي زنه درازش ميك نه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، مي گه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش مي كنه، چشمش مي افته به شلوارش، مي گه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پي چوندي!
يه مرده ميره حموم پاش ميره رو صابون مي خوره زمين ديگه نميره حموم
يه روز يه بابايي پاش درد ميکرد تو جورابش قرص بروفن انداخت!!
يه روز به يه لاک پشت ميگن دروغ بگو . ميگه دويدمو دويدم
يک مرده يک مار رو اذيت ميکنه ماره ميگه سرطان بگيري
يه روز يه نخودِ مي رسه به يه کشمشِ، کشمشِ ميگه قربونه اون چاک ِ ... نَت. نخودِ ميگه از بس اين حرفارو زدي که چوب توي ...نَت کردن
يه روز يه نفر زنگ ميزنه مخابرات مي گه : 
آقا ببخشيد , شما شماره اکبر آقا رو داريد .
تلفنچي مي گه : نه
مرد ميگه : پس لطفا يادداشت کنيد
به يکي ميگن :نظرت درباره نوشابه چيه؟
ميگه:نوشابه هم اب داره هم گاز داره ولي حيف برق نداره.
به يکي ميگن:نظرت درباره خليج فارس چيه؟
ميگه:خيلي خوبه ولي بايد اسفالت بشه.
 
پسره به باباش ميگه:بابا ميخوام برم دانشگاه نظرت چيه؟
باباهه ميگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نميشه برو.
 
به يکي کارت تلفن ميدن . کارت پرس ميزنه.
يکي خودکارش تموم ميشه.ترک تحصيل ميکنه.
به يکي ميگن:اگه دنيا رو بهت بدن چيکار ميکني؟
گفت:ميفروشمش ميرم اروپا.
يک رو. به ۱ نفر ميگن با شيشه جمله بساز
ميگه ساعت شيشه
يه روز به يك اسكلت مي گن دروغ بگو مي گه :
تپلوام تپولو صورتم مثل هلو
از سه نفر پرسيدند: شماها كي بدنيا اومده ايد؟
اولي: نيمه اول سال

دومي: نيمه دوم سال

سومي: در وقت اضافه.!!!!
يك روز به يك جواني مي گويند :

آقاي محترم جلوي پمپ بنزين سيگار نكش.

جوان جواب مي ده : برو ببينم من جلوي بابام هم سيگار مي كشم.!!!
يه روز قوچعلي و يه تهروني و يه اصفهوني ميخوان برن پيك نيك قوچعلي ميگه: ناهار رو من ميارم

تهرونيه ميگه : نوشابه هم رو من ميارم

اصفهونيه ميگه : منم دادشيمو ميارم!!!
فيله و مورچه هه باهم ازدواج ميكنن 
فيله ميميره مورچه هه ميگه: 
بدبخت شدم حالا بايد تا آخر عمر براش قبر بكنم !!
دو نفر بهم ميرسند. 

اولي: از علي چه خبر؟

- علي مرد.

- چه جوري؟ 

- تريلي رفت رو انگشتش.

- ولي آخه اينكه نبايد منجر به مرگ بشه؟

- آخه وقتي تريلي روي انگشتش رفت, انگشتش توي دماغش بود...!!!
مردي رفيقش رو بعد از مدتها مي بينه و در مورد كار و بارش سئوال ميكنه.

رفيقش بالكنت زبون جواب ميده:

والله ما يييك كاكاكارخونه زديم ولي بعد از يكماه آآآتيش گرفت, و ههههمه اش سوخت.

بعد رفتيم تو خخخريد بوبوبورس بعد از يه يه يه يه هفهفته ۵ ميليون توتوتومن ضضضرر كردم, مرد به رفيقش ميگه:

با اينهمه ضرر خوبه كه سكته نكردي؟

رفيقش جواب ميده: پپپس فكككر كردي دارم اااداي عمه ات رو دددر ميارم؟؟؟!!!!
روزي يه نفر كه زبونش مي گرفته ميره دم دكه سيگارفروشي و ميگه:

- آآآقا بببخشيد سيسيگار دارين؟

صاحب دكه ميگه: نه, نننننداريم.

همون موقع يه نفر ديگه مياد و ميپرسه آقا سيگار دارين؟

صاحب دكه ميگه: نه آقا نداريم.

مرد اولي ناراحت ميشه و يقه فروشنده رو ميگيره و ميگه:

آآآقا دددمت گرم, حاحالا دديگه اااداي منو دددر مياري؟

صاحب دكه ميگه: نه نه جوجون تو اااداي اواونو دددر مي آآآآوردم!!!!!
سلماني از مشتري تازه كه مي خواست ريشش را اصلاح كند, پرسيد:

آيا من تا حالا ريش شما را اصلاح كرده ام؟

- نه آقا, اين جاي زخمها مربوط به زمان جنگ است..... 
 
چند نفر مي رفتند كوه, سرپرست شون لكنت زبون داشت, از وسط هاي راه هي مي گفت: چ چ چ چ .

گروه ميرسه بالاي كوه, مي خواستند چادر بزنند, سرپرست ميگه:

چ چ چادر يادم رفت!!!ميگن اي بابا بايد برگرديم پايين, توي راه برگشت سرپرست همش مي گفته: ش ش ش ش .

خلاصه مي رسند پايين و مي بينند كه چادر نيست.
از هم مي پرسند چادرها كو؟

ميگه ش ش ش شوخي كردم!!!!!
اولي: تو از تبعيد مي ترسي يا حبس ابد يا اعدام؟

دومي: از هيچكدام, من فقط از زنم مي ترسم...!! 
 
- آقاي سردبير باز هم اين روزنامه پر از اشتباه چاپيه امروز بيش از صد نفر تلفن كردند و اعتراض كردند.

- جناب مدير اجازه ميدين از امروز شماره تلفن روزنامه رو هم اشتباه چاپ كنيم؟؟؟!!!
يه بابايي خونه اش آتيش گرفت, هي ميرفت توي آتيش و برميگشت.

همسايه ها پرسيدند: چرا هي ميري تو و مياي بيرون؟

گفت: براي اينكه مادرزنم توي خونه ست.

پرسيدند: چرا بيرونش نمياري؟

گفت: ميرم تو, هي اين رو اون روش ميكنم, حالا زوده بيارمش بيرون!!!!
- آقا من اومدم خودم رو بيمه كنم.

- بسيار خب در مقابل چه حوادثي مي خواهيد خودتون رو بيمه كنيد؟

- در مقابل مادرزنم...!!!!

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
 
تو جزيره آدم‌خوارا، يه بابايي مي ره ساندويچ فروشي، يه ساندويچ مغز سفارش مي ده. ساندويچيه مي گه: مي شه ۲ تومن. مرده عصباني مي شه و مي گه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه مي گه: آخه اين مغز تهرونيه، مرده هم ساندويچشو مي خوره و چيزي نمي‌گه. هفته بعد مي آد و دوباره ساندويچ مغز سفارش مي ده، اين دفعه ساندويچيه مي گه: شد ۱۰ تومن! يارو خيلي شاكي مي شه، مي گه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه مي گه: آخه ‌اين مغز هم ولايت هاي حسن آقاست، كلي فسفر داره، باز طرف چيزي نمي‌گه و پولو مي ده و ساندويچشو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مي آد و يه ساندويچ مغز سفارش مي ده، اين دفعه ساندويچيه مي گه:
مي شه ۱۰۰ تومن! يارو ديگه پاك کپ مي کنه و
ساندويچو مي‌كوبه رو ميز و داد ميزنه: اين چه مسخره بازي يه درآوردي؟! ساندوچيه مي گه: ‌آخه ‌اين يكي مغز هم ولايتي هاي غضنفره، بايد ۱۰۰ تا كله بشكونيم تا يه ساندويچ ازش درآد!!!
يه راننده کاميون به سر پيچ مي رسه، دلا مي شه و برش مي داره.
روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت،
شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.
 
وقتي گردنت رو ليس مي زنم، وقتي سينه ات رو چنگ مي زنم و وقتي رونت رو گاز مي زنم، اوه
مرغ کنتاکي، فراموشت نمي کنم.
پسته و کشمش با هم کل کل مي کنن، کشمش به پسته مي گه: چرا خشتکت پاره ست؟ پسته:
همين حرف هاي بد رو گفتي که چوب تو ما تحتت 
کردن.

کيوان اشرف گنجوئي
اولي : مي دوني يه فيل خاکستري رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه.
اولي: با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش. حالا مي دوني يه فيل قرمز رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه.
اولي: روش خاکستر مي ريزن بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.حالا مي دوني يه فيل سبز رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه
اولي: يه حرف زشت بهش مي زنن، قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري مي شه،
بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش،
مي کشنش. حالا مي دوني يه فيل زرد رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه
اولي: يه پارچ آب مي ريزن زير پاش، سبز مي شه،
بعد يه حرف زشت مي زنن قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري مي شه، بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.
حالا مي دوني يه فيل آبي رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه. اولي: مي زارنش جلوي آفتاب زرد 
مي شه، بعد يه پارچ آب مي ريزن زير پاش، سبز مي شه، بعد يه حرف زشت بهش مي زنن، قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري
مي شه، بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.حالا ميدوني يه ...

سينا رضايي
يه جوجه مي ره پارتي، وقتي برمي گرده، مي گه: جيکس، جيکس!!!
دو تا دوست با هم مي رن ماشين سواري، تصادف مي کنن. اولي به دومي: ديوونه! ديوونه! اين چه طرز رانندگي يه؟ مامور راهنمايي و رانندگي 
مي آد و مي گه : شما که شهر رو به هم ريختين،
ديگه چي ميخواين؟ بعد، راننده مصدوم رو 
مي برنش بيمارستان، مادرش در بيمارستان 
مي آد و مي گه : تو عزيز دلمي! تو عزيز دلمي!!!
يه ايروني، يه آلماني، يه اسپانيايي و يه ترکيه اي
سوار هواپيما بودن که زير هواپيما درمي ره، همه، حتي خلبان، از ميله بالاي هواپيما آويزون مي شن، خلبان مي گه: يکي از شماها بايد از هواپيما بپره بيرون، ايروني يه مي گه: من مي پرم به يه
شرط: همه تون برام کف بزنين، همه براش کف مي زنن و سقوط مي کنن!!! 

آرين خشه چي
 
فارسه مي خواست گردو بشکنه، گردو رو ميذاره زير پاش، بعد با چکش مي زنه تو سر خودش!!!
يه روز به خره مي گن: گوش هات چه قدر درازه،
خره مي گه: آخه هر خوشگلي يک عيبي داره!
يه مارمولک ميره مشهدوميشه مشمولک
بزرگ ميشه ميشه مشمول ميبرندش سربازي:)
تركه مي ميره جوكها تموم ميشن!!!
يه خرگوشه مي ره داروخونه مي گه: آقا هزار تا ميخ دارين؟ داروخونه چي مي گه: نه. خرگوشه هي هر روز مي آد و همون سوال را تکرار مي کنه.
داروخونه چي فکر مي کنه، هزار تا ميخ مي خرم و به هش ميدم، هم راحت مي شم و هم درآمدي داره، مي ره و اين کار را مي کنه. خرگوشه دوباره مي اد مي گه: آقا هزار تا ميخ دارين؟ داروخونه چي مي گه: بله. خرگوشه مي گه: اوه چه قدر ميخ !!!
 
يارو ميره زن بگيره بهش ميگن بالاي مجلس بسين و حرفاي گنده بزن
اونم ميره روي طاقچه ميشينه ميگه: فيل دايناسور آسمانخراش کاميون.....
از طرف حميد آقا
www.hamidagha۱۲۶.persianblog.com
يارو سرش ميخوره به ميله... ... ميله هه باد ميکنه
به غضنفر مي گن: چرا ترک شدي؟ مي گه از دزدي که بهتره.

غضنفر مي ره استاديوم، جو مي‌گيردش با همه دست ميده.
يه روز يه مار با يک زرافه اذدواج ميکنند بچشون غوربآغه مىِشه چرآ؟
چون بچه دآر نمىِشدن از پرورشگاه بچه آوردند .

گلبادى
يک روز يک آفتاب پرست ميره روي يک جعبه مدادرنگي هنگ مي کنه
يه روز تو چين، دو تا چيني مي خورن به هم و 
مي شکنن.
بهنام
يک روز بامشاد ميره جلوي مدرسه دخترانه،
مي گه: واييييييييييي چقدر عيال؟
يه روز يه مَرده مي ره ساندويچ فروشي، مي گه: آقا يه ساندويچ همبرگر بدين ولي گوجه نذارين.
ساندويج فروشي يه مي گه: ببخشيد آقا ما که گوجه نداريم، مي خواين خيارشور نذارم!!!
---------------------------------------------
سيد مهدي واثق- تهران
يه روز، يه مگسه با بچش مي ره مي شينه روي سر يه آدم کچل. بچه مگسه به مامانش مي گه: مامان من تشنمه آب مي خوام . مادرش مي گه: آخه بچه جون من توي اين بيابون بي آب و علف، آب از کجا بيارم؟!!!
عروسه مي ره گل بچينه، شهرداري مي گيرتش.

فائزه.ص از اهواز
يه بار يه سوسکه مي خواسته خودکشي کنه مره مي خوابه بغل دمپايي
شقايق از اهواز
به فارسه ميگن ترکي بلدي؟ ميگه بيل ميرينم
قنبر محمود خاني
يه روز يه فارسه به يه تركه مي گه شنيدم تركا به خر مي گن داداش . تركه مي گه آره داداش .
يه روز يه هزار پا از يه مورچه تقاضاي ازدواج مي كنه مورچه جواب منفي بهش مي ده هزارپا مي گه آخه چرا مگه من چه عيبي دارم مورچه نگاهي به پاهاي هزارپا مي اندازه و با فيس و افاده مي گه والله من حوصله اينهمه جوراب شستن رو ندارم.(كامي)
سوسكه با دوستش توى بيمارستان ملاقات كرد ، دوستش كفت خدا بد نده اينجا جه كار ميكنيد ، كفت نه جيزى مهمى نيست مادرمو با لنكه كفش زدنند .

سلامى :-
دو تا دوست باهم رفته بودن شكار برنده ، هرتيري كه بسوى برنده شليك مكرد ، به آن نميخورد اما بر و بالش مى ريخت ، دوستش كفت توى اين تفنكت تيره يا واجى .

سلامى .
دو مرد سياه در موقع دعوا كردن دست به كمر وهمديكر را زمين زدن يكدفه بوى سوختن تاير ماشين بلند شد .
اصفهونيه پيتزا مي خوره، معده ش تعجب مي کنه.
برا مرغه چندتا مهمون مي اد. مي بينن يه عکس تخم مرغ رو ديواره. مي گن: اين عکس چيه؟ 
مرغه مي گه: عکس بچگيامه.
فيله سقط مي كنه، گوسفند مي ندازه.
يه روز، مامان و باباي يه جوجه کاکلي زرد توپلي از هم طلاق مي گيرند. جوجه كاكلي زرد توپلي 
مي ره وسط حياط مي شينه، مي زنه تو سرش و مي گه: پيشي پيشي بيا منو بخور.
يه مار و يه جوجه تيغي با هم ازدواج مي کنن، بچه شون سيم خاردار مي شه.
يه قورباغه قرص انرژي زا مي خوره، کرال پشت مي ره!!!
راننده مي رسه به پليس راه، سروانه مي گه: کارت ماشين، گواهينامه. راننده مي پرسه؟ چي كار
كنم؟ باهاشون جمله بسازم.

ياور جعفري پور ( پارس آباد مغان)
يه فارس مي ره مرغ داري، جو مي گيرتش، تخم ميذاره.

ياور جعفر ي پور ( پارس آباد مغان )
يه مرده مياد از جوب بپره ... فيلم حركت آهسته مي شه ... مي افته تو جوب ....
يه روز چراغ علي مي ره کربلا، بعد که برمي گرده، بهش مي گن: کله چراغ ( لوستر ).
روزي يه غول بي کار مي ره مشهد. مشغول مي شه.
يه فارس، شلوار لي مي پوشه، مي ره توالت،
نمي تونه شلوارشو پايين بکشه، سکته مي کنه.
يه گوسفند با علف ها يه فنر مي خوره،
بعد مي گه : بع بع بَووووووووووووووو
يه بار يه دزد فرار مي کنه، مي ره تو جوب 
مي خوابه. پليسا پيداش مي کنن؛ بهشون ميگه: شما حق ندارين منو دستگير کنين؛ اينجا مربوط به نيروي درياييه
يه بار يکي مي ره تو جوب مي خوابه،ازش 
مي پرسن؟ چرا تو جوب خوابيدي؟ مي گه: 
مي خوام در جريان باشم.
يه بار يه مرد از حال ميره! تو پذيرايي.
اولي:اگه يه لکه آبي رو ديوار ديدي؟ چيه؟
دومي:يه مورچه که شلوار لي پوشيده!!!
يه روز، دو تا كرم به هم مي خورن، بعد به هم ديگه مي گن: كرم داري؟
يه جوراب راه مي رفته، مي گه: عمرن اگه لنگه مو
پيدا کنين!!!
يه روز، يه دختره با يه پسره آشنا ميشه، مي گه: اسمم شكوفه ست. تو خونه بهم ميگن: شكو،
اسم تو چيه؟ پسره مي گه: اسمم كامبيزه ، تو خونه بهم ميگن: كامي، بر و بچه هاي محل هم،
به هم مي گن: چس فيل.
 
يه روز، يکي مي ره عروسي، جو ميگيرتش،
به عروس شماره تلفن مي ده.
يه روز، ۲ تا مگس با هم ازدواج مي کنن. ماه عسل، مي رن گه خوري.
اگر اديسون برق را اختراع نمي کرد، چي مي شد؟
خوب يکي ديگه اختراع مي کرد.
- نمي دونم چطور از شما تشكر كنم كه تلافي محبت شما باشه؟
- اين موضوع رو فنيقي ها بااختراعي كه كردند, حل كرده اند.
- مگه فنيقي ها چي اختراع كردند؟
- پول!!!!
- تو كه تاجر معتبري هستي اگه روزي بيفتي و بميري ثروتت به كي ميرسه؟
- خب معلومه به زنم.
- اگه زن نداشتي چي؟
- اگه زن نداشتم كه به اين زوديها نميمردم!!!
اصغرآقا دكمه اي پيدا كرد و برد پيش خياط.
- آقا ميخوام براي اين دكمه يك كت بدوزيد!!!
كچلي پيش آرايشگري رفت و گفت: 
- موهاي من رو فر بزنيد. 
آرايشگر: سر شما كچله و نميشه فر كرد. 
كچل: اشكالي نداره پس فرقم رو از وسط باز كنيد....
آقا يعقوب خرش رو كول كرده بود و از كوه بالا ميرفت, پرسيدند:
چرا خرت را كول كرده اي؟
- گهي زين به پشت و گهي پشت به زين!!!!
بيوك آقا پدرش دچار سوختگي شد و مجبور شد مغازه رو تعطيل كنه و از پدرش پرستاري كنه.
پشت در مغازه نوشت:
- به علت پدرسوختگي, مغازه يك هفته تعطيل است!!!!!
بيوك آقا كنار ساحل بطري در بسته اي پيدا كرد و باكنجكاوي خواست ببيند كه داخل آن چيه.
به محض بازكردن در بطري ديوي از آن خارج شد و به بيوك آقا گفت به پاس اينكه من رو آزاد كردي دو تا آرزويت را برآورده ميكنم حالا آرزوي اولت را بگو.
- به من يك كوكا بده كه هيچوقت تموم نشه.
ديو بلافاصله بهش يك كوكا داد و آرزوي دومش را پرسيد.
بيوك آقا كمي از كوكا رو خورد و گفت:
- به به چه خوشمزه ست يكي ديگه هم بده!!!
بيوك آقا از روي جوي آب پريد, دوتوماني اش درون آب افتاد.
خم شد و دست توي آب كرد و يك پنج توماني پيدا كرد.
سه تومان انداخت توي آب و پنج توماني رو گذاشت توي جيبش!!!
زلفعلي خان دچار ريزش موي سر شده بود, هربار كه به سلماني مي رفت دستور ميداد گاهي فرق سرش را به طرف راست باز كنند گاهي به سمت چپ.
كم كم موهايش ريخت و فقط يك دانه مو به سرش باقي ماند ولي مردك همچنان به سلماني مي رفت.
بار آخر سلماني از او پرسيد حالا فرقت را از كدام طرف باز كنم؟
مردك بيچاره گفت:
صاف بزن بالا, اين قرتي بازي ها به ما نيامده.
شخصي در اتوبوس بغل دست زن چاقي نشسته بود از او پرسيد:
- خانم اسم شما چيه؟
- غنچه.
شما وا بشين چي ميشين؟؟!!

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
 

به یارو یه سوسمار نشون میدن میگن شما به این چی میگین ؟؟؟
 میگه کی ما ؟؟؟؟ ما غلط بکنیم به این چیزی بگیم ........

معتادی که در حال کشیدن سیگار بود، گفت:
 یه ژمین لرژه هم نمیاد که خاکشتر شیگارم بیفته..

دو تا سوسک به هم میرسن...
یکی به اون یکی میگه ببینم توی اتاق شما هم دانشجو پیدا میشه؟!!

یه روز یه یارو یک کیلو شکر می خره برای اینکه مورچه نخوره روش می نویسه نمک

یکی داشته تعریف می کرده......
افتادم توی دریا... می خواستم با شنا خودم رو نجات بدم.. که یهو یه کوسه افتاد دنبال من....
من بدو ..کوسه بدو.... من بدو ..کوسه بدو... یهو.. از یه درخت رفتم بالا...
بهش می گن آخه توی دریا که درخت نیست....!!!
میگه ..چرا نمی فهمی..مجبورم بودم.

اون دنیا همه ی مردها رو جمع می کنن و می گن :
همه ی زن زلیلها بیان این طرف بقیه همونجا وایسن...
همه میرن به جز یه نفر.....
به اون یه نفر می گن که باريکلا.... شما چرا نرفتین؟
میگه من خانومم گفته همونجا می مونی از جات هم تکون نمی خوری.....!!!

یه آقایی میره جوراب فروشی.. می گه : آقا من جوراب می خوام..
 فروشنده می گه : مردونه؟ 
آقاهه دستش رو دراز می کنه و دست می ده و میگه : مردونه......

به یکی می گن زنت رو دیدیم توی ماکسیما با یه مرد غریبه با 190 تا سرعت داشتن می رفتن..
یارو می گه : آره ... ماکسیما 190 تا رو راحت میره .........

کبریته سرش رو میخارونه، آتیش می گیره!

يه روز يه عنكبوت قرص اكس مي خوره پتو ميبافه
شيطان اكس مي خوره مردم رو به راه راست هدايت مي كنه
پرگاره اكس ميخوره مستطيل ميكشه
يه جوجه اكس ميخوره ميگه جيكس جيكس
يه روز يه قورباغه قرص اكس ميخوره، تا شب كرال ميره 

 چند نفر کوهنوردداشتن میرفتن بالای کوه..
سرپرستشون هم که لکنت داشته میگه چ چ چا چا .....
ببقیه بر میگردن ببینن چی می خواد بگه .. از بس طول میکشه بی خیال میشن..
دوباره کمی جلوتر میگه چ چ چا چا ..
دوباره ملت بی خیال میشن.. به بالای کوه که می رسن می خواستن چادر بزنن.
سرپرسته میگه چ چ چ چادر یادم رفت بیارم...
همه شاکی میشن ول میکنن میرن پایین..
توی راه دوباره سرپرسته می گفته ش ش ش .. 
هیچکس گوش نمی کرده..
به پایین که میرسن میگه ش ش ش شوخی کردم......

از يه ديوونه مي پرسن چرا ديوونه شدي؟
مي گه: من يه زن گرفتم كه يه دختر 18 ساله داشت. دختر زنم با بابام ازدواج كرد. پس زن من مادرزن ِ پدرشوهرش شد. دخترِ زن من پسر زاييد كه داداشه من و نوه زنم بود پس نوه ي منم بود پس من پدربزرگ داداشم بودم.زن من پسري زاييد كه زن پدرم، خواهر نتيجه پسرم و مادربزرگ اون شد پس پسرم داداش مادربزرگش بود و من خواهرزاده پسرم شدم.......

چوپان دروغگو مي ميره ، شب اول قبر ازش مي پرسنذ تو كي هستي مي گه منم دهقان فداكار!

يه روز يه پيرزن قرص اكستازي مي خوره ، ميگه من ترانه 15 سال دارم !

یکی که نوک زبونی بوده میره داروخانه..
-- میگه آقا اشپیل دارین؟
**دکتره میگه چی؟
میگه اشپیل دیگه
** درست بگو ببینم چی میگی ؟
-- اشپیل..
** اصلا صبر کن برم به همکارم بگم بیاد مثل خودته شاید بفهمه
همکاره میاد میگه چی می خواین ؟
-- اشپیل می خوام
میره میاره بهش میده و یارو میره..
بقیه میان بهش می گن این اشپیل چیه؟
میگه خوب اشپیل دیگه
میگن برو یکیش رو بیار ببینیم چیه
میره و میاد میگه اشپیل تموم شده...

 
 
   |    نوشته شده توسط مسعود
 
 
 
  • یک پسر خوب هنوز امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمی دهد
  • یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه می شود"مشتری گرامی دسترسی شما به این سایت مقدور نمی باشد"
  • یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمی رود
  • یه پسر خوب عکس الکساندر گراهام بل رو قاب نمی کنه بزنه تو اتاقش
  • يه پسر خوب پشت چراغ قرمز با دیدن یه خانم چشماش مثه چراغهای فولکس نمی زنه بیرون
  • یه پسر خوب روزی چند بار به سازندگان یاهو مسنجر لعنت می فرسته
  • یه پسر خوب سر کلاس تا شعاع 3 متریِ هیچ خانمی نمی شینه
  • یه پسر خوب وقت برگشتن به خونه ماشینش بوی ادکلن زنونه نمی ده
  • یه پسر خوب هیچ وقت پای تلفن از این کلمات استفاده نمیکنه:"ساعت چند"؟ "کی میای؟" "کجا؟" "دیر نکنی ها"
  • یک پسر خوب زمانی که کسی می خواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمی کند
  • ک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده می بیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید
  • یک پسر خوب که ژیان سوار می شود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمی کشد
  • یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهر را متر نمی کند
  • یک پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم می کند
  • یک پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبویی شده و چشمش را به آسفالت می دزود
  • یک پسر خوب روزی 10بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نمی کند
  • یک پسر خوب 5ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایگان آلودگی صوتی ایجاد نمی کند
  • یک پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نمی کند
  • یک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار می کند و به هر کس که می رسد نمی گوید که بجای اصغر به او رامتین و آرش و ... بگویند
  • یک پسر خوب در اثر دیدن افراد غرب زده جو گیر نشده و لحاف کرسیه قرمز خال خال یشمی را به پیراهن تبدیل نکرده و سر زانو خود را جر نمی دهد
  • یک پسر خوب تقاضای وسایل نا مربوطی از قبیل موبایل را از خانواده ندارد
  • یک پسر خوب در صورتی که با نامزد خود بیرون رفت و کسی به خانم متلک گفت فورا با پلیس 110 تماس حاصل می کند
  • یک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالی به 12 ماه دهانش بوی تلفن نمی دهد
  • یک پسر خوب هر صدایی از قبیل قار و قور شکم اهل خانه را با صدای تلفن اشتباه نگرفته و يک متر به بالا نمی پرد
  • یک پسر خوب برای بیرون رفتن از خانه 1 ساعت جلوی آئینه نایستاده و بزک نمی کند
  • یک پسر خوب تنها جوکهایی را بیان می کند که مورد تائید 1)وزارت ارشاد اسلامی 2)وزارت بهداشت 3)وزارت مبارزه با تبعیضات استانی و ... باشد(منو می گه!)
  • یک پسر خوب در جشنهای فامیلی جو گیر نشده و نمی رقصد تا آبروی کل خاندان را بر باد دهد
  • یک پسر خوب هر زمان که عشقش کشید با زیر شلواری کردی چین پیلیسه دار و یا شرت مامان دوز و رکابی همانند قورباغه به وسط کوچه نمی پرد
  • یک پسر خوب تا به حال مشاهده نشده
  •  
     
       |    نوشته شده توسط مسعود
     
     
     

    Tinypic

    100% تضمینی

    قبولی در انتخابات آینده را به ما بسپارید.

    تست ها و جزوات اختصاصی – آزمون های منظم! 

    با اعتماد بنفس «توهمی!» حتما قبول می شم.

     1 ... 2 ... 3 ... توهم!


    * * *

     Tinypic

    آموزش لحیم کاری (!)

    توسط اساتید مجرب تلویزیونی

    هم تفریحی – هم حرفه ای

    شعار ما اینست: مرد «عمل!» باشید.

    نادر

    * * *

     Tinypic

    قابل توجه بچه حاجی های پولدار!

    یک شبه end خلاف شوید.

    نزول – دروغ – سقط جنین!

    مسعود

    * * *

     Tinypic

    تخریب رقیب – با ضمانتنامه کتبی

    انواع نظریه های اقتصادی – سیاسی – هسته ای!

    انتقاد از هر جا که دلتان بخواهد!

    ماهیگیری از آب گل آلود را فقط از ما بخواهید.

    ستاد انتخاباتی کاندیدای معلوم الحال


     * * *

    Tinypic

    قابل توجه اکبرآقا

    برج میلاد نداریم! تمام شد! لطفا سئوال نفرمائید.

    کانون ماست مالی کنندگان نتیجه شش بر صفر!

     
     
       |    نوشته شده توسط مسعود
     
     
      غضنفر شبکه ایران را از اینجا دانلود کنید که حجم ان ۸/۱ مگا بایت است با کیفیت توپ برای راحتی راست کلیک کنبد و گزینه سوم یعنی همان سیو را بزنید قابل توجه بعضی ها توی شبکه ای تی ان جک های ترکی ما را خانم شبخیز با نام غضنفر میخونه که من اون را ضبط کردم و برای دانلود گذاشتم اگه میخواین من این کارا ادامه بدم با نظراتون به من بگین امیدوارم خوشتون بیاد 

    در ضمن ۲ تا عکس توپ با حجم ۵۰۰ کیلو بایت را از اینجاواینجا دانلود کنید 

     
     
       |    نوشته شده توسط مسعود
     
     
         
     

    pctfx3.3

    Digital Classic Float Template

    Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

    اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

    اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

    اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog میزبانی وب

    ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور